خانه > انتقاد! > معضلی بنام سرکار گذاشتن خودمون!

معضلی بنام سرکار گذاشتن خودمون!

داستان سر درازی داره………..(…!)

برای بررسی آزمایش دیابت رفتم دکتر!

مطب شلوغ بود خلاصه دیگه!

یه بنده خدایی که ترک زبان بود سر بحث رو باز کرد گفت:

آقا من به خدا هیچی نمیخورم!(توجه بفرمائید یعنی با هوا زنده هستن!)

من هیچی چیزی نمیخورم!

نمیدونم چرا چربیم بالاست!

گفتم:

مگه میشه آدم چیزی نخوره بعد چربیش بالا باشه!

(همه ی حاضرین در سالن دارن به مکالمه بنده و ایشون گوش میدن!)

گفت:

باور کن من چیزی نمیخورم !

فقط هر روز صبح یه ذره یه ذره کله پاچه میخورم!

(صدای جمعیت سالن اوووووووووووووووووووووووو!)

……

خودتون ببینید دیگه چرا آیا!؟ d:

Advertisements
دسته‌ها:انتقاد!
  1. نغمه
    12 اوت 2010 در 8:10 ق.ظ.

    ا! بنده ی خدا!! عجب آدمی هستی علیرضا!! خب چیزی نمیخورده دیگه!!!
    اینارو باید فردا که سکته کردن یه وری افتادن بری عیادتشون بگی تو که چیزیت نشده فقط یه ذره کج شدی!!! :d

    • 12 اوت 2010 در 8:12 ق.ظ.

      از دست تو!
      البته چیزیش نشه انشاالله!
      ولی آخه چقدر آدم باید به خودش دروغ بگه! دی:

  2. 12 اوت 2010 در 2:19 ب.ظ.

    ببين ما هميشه وقتي يه كار خلاف ميكنيم و يه بلايي سرمون مياد عوامل و افراد دورمون رو مقصر ميدونيم و خودمون رو هيچ كاره ( همه گناهكار خودمون بيگناه !! )
    البته عجيب هم نيست منم يه ذره اينطوريم !!! وقتي امتحانو گند ميزنم يا ميندازم تقصير بغل دستيم كه بهم نرسونده .. يا معلم كه بد درس داده و هزار تا چيز ديگه .. اما نميگم خب خودم نخوندم 😀

    • 12 اوت 2010 در 2:38 ب.ظ.

      من اینجوری بودم سعیده!
      به شیوه ای عجیب همیشه می پیچوندم!
      اما خب بعدا همه میگفتن خودت نخوندی!
      یعنی قبول نمیکردن!

  3. 16 اوت 2010 در 4:45 ب.ظ.

    راست میگی !

    این جور چیزا زیاده!
    بعد جالبه یه چیزی رو که هی به خودت بگی واینا واقعا باورت هم میشه!:دی

    • علیرضا
      18 اوت 2010 در 12:05 ق.ظ.

      دی:!
      تلقین برای خود باوری یا معضل!؟
      میدونی امین واقعا یکم رعایت میکرد شاید تو بلاگم نبود!

      • 18 اوت 2010 در 10:36 ب.ظ.

        هان ! ؟؟؟
        علی روشن تر بگو !
        به جان خودم 3-4 بارخوندم نفهمیدم چی جواب بدم این کامنتت رو !

  4. 18 اوت 2010 در 12:50 ق.ظ.

    وقتي ديگر عليرضا آپ نميكند !!!!

    زود به زود آپ كن بابا ! 😉

    • 19 اوت 2010 در 1:35 ق.ظ.

      چشم چشم!
      همین الان ! دی:

  5. 19 اوت 2010 در 1:37 ق.ظ.

    «بعد جالبه یه چیزی رو که هی به خودت بگی واینا واقعا باورت هم میشه!:دی»

    تلقینه دیگه! نیست! دی:

    «میدونی امین واقعا یکم رعایت میکرد شاید تو بلاگم نبود!»
    یعنی اگه چیزی نمیگفت یارو!
    منم این متنو نمینوشتم! دی:

    • 19 اوت 2010 در 4:19 ب.ظ.

      آهان ! ممنون از شاف سازی ! :دی

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: