بایگانی

بایگانی نویسنده

بلی!

23 اکتبر 2010 2 دیدگاه

پست قبلی اینجانب قرار بود آخرین باشه!
اما خب تصمیم گرفتم نباشه!
بزودی برمیگردم با پستهای بسیار!

Advertisements

اندر تحولات پخت حلیم!

26 اوت 2010 8 دیدگاه

بلی!

ماه رمضون که میاد از نظر خورد و خوراک برکاتی میاره بسیار!

مسلما همه دیگه تو این 15 قاشمون حلیمو یه چندباری لمس کرده شکر خدا!

نمیدونم چقدر دقت کردین امسال غیر از کبابیها که یکی از کاراشون به طور سنتی حلیم پختنه جاهای دیگه ای هم دست بکار شدن!

عرض کنم به حضور گرامیتون که بلی!

بعضی از خونه ها هم حلیم میفروشن!

تازگیها قنادیها هم بلی!

و همچنین سالن های بزرگ غذاخوری(تالارها!)

کسی به کسی نیست!

کسی کنترل نمیکنه!

کسی هم کاری نداره!

تعجب نکنید اگر فردا تعمیرگاهها هم دیگ بزنند برای پخت حلیم!

شاید روغن ترمز چربتر از روغن خوراکی باشه!

دسته‌ها:از سر بی خوابی!

معضلی بنام سرکار گذاشتن خودمون!

11 اوت 2010 11 دیدگاه

داستان سر درازی داره………..(…!)

برای بررسی آزمایش دیابت رفتم دکتر!

مطب شلوغ بود خلاصه دیگه!

یه بنده خدایی که ترک زبان بود سر بحث رو باز کرد گفت:

آقا من به خدا هیچی نمیخورم!(توجه بفرمائید یعنی با هوا زنده هستن!)

من هیچی چیزی نمیخورم!

نمیدونم چرا چربیم بالاست!

گفتم:

مگه میشه آدم چیزی نخوره بعد چربیش بالا باشه!

(همه ی حاضرین در سالن دارن به مکالمه بنده و ایشون گوش میدن!)

گفت:

باور کن من چیزی نمیخورم !

فقط هر روز صبح یه ذره یه ذره کله پاچه میخورم!

(صدای جمعیت سالن اوووووووووووووووووووووووو!)

……

خودتون ببینید دیگه چرا آیا!؟ d:

دسته‌ها:انتقاد!

Blood Money

7 اوت 2010 6 دیدگاه

میگن یه بابایی هر روز میرفته دم یه دکانی شروع میکرده به فحش دادن به صاحب دکان!

صاحب دکان هم یه پولی مینداخته واسه یارو و یارو پولو بر میداشت و میرفت!

یه روز میاد دوباره شروع میکنه فحش دادن به صاحب دکان،صاحب دکان هم یه پولی واسه طرف میندازه، از غذا یکی هم اون روز پیش صاحب دکان بود و از این کار تعجب میکنه!

میپرسه :

حاجی این یارو داره بهت فحش میده تو واسش پول میندازی!

صاحب دکان میگه :

این بنده خدا چند ساله داره این کارو میکنه و من واسش پول میندازم! یه روز طبق روال و عادت چندسالش میاد اینجا و شروع میکنه به فحاشی! اون روز دیگه من اینجا نیستم پسرم یا یکی دیگه اینجا نشسته!

پسرمم میاد با پتکی آجری چیزی مینه اینو میکشه!

این پولی که من واسش میندازم پول خونشه!

دسته‌ها:تفکر میکنیم!

Shadow On The Sun

5 اوت 2010 2 دیدگاه

Shadow On The Sun

از گروه منحل شده ی Audioslave

Once upon a time
I was of the mind
To lay your burden down
Leave you where you stood
You believed I could
You’d seen it done before
I could read your thoughts
And tell you what you saw
And never say a word
But now all that is gone
Over with and done
Never to return

And I can tell you why
people die alone
I can tell you I’m
A shadow on the sun

Staring at the loss
Looking for the cause
And never really sure
Nothing but a hole
To live without a soul
And nothing to be learned

And I can tell you why
People go insane
I can show you how
You could do the same
I can tell you why
The end will never come
I can tell you I’m
A shadow on the sun

Shapes of every size
Move behind my eyes
Doors inside my head
Bolted from within
Every drop of flame
Lights a candle in
Memory of the one
Who lived inside my skin

I can tell you why
People go insane
I can show you how
You could do the same
I can tell you why
The end will never come
I can tell you I’m
A shadow on the sun

Shadow on the sun
Shadow on the sun
Shadow on the sun
Shadow on the sun
Shadow on the sun
Shadow on the sun
Shadow on the sun
Shadow on the sun
Sun
Sun

Download

دسته‌ها:مای فیوریت!

نخ نما!

5 اوت 2010 8 دیدگاه

فاجعه چی می تونه باشه!؟

اینکه فقط :

یه بمب اتم رو کله یه سری آدم که پی یه لقمه نون و بوقلمونن بترکه!

یا مثلا تو روز عروسی ماشین وسط راه پنچر کنه و جناب داماد عرضه پنچرگیری رو نداشته باشه!

یا شاید صبح روز امتحان خودتو آماده کنی که بری سر جلسه یهو یاد بیافته کارت ورود به جلستو نبردی!

یا امثالهم!

خب همه ی اینا یه جور فاجعه اس!

اما فاجعه داریم تا فاجعه!

اینجا میخوام راجع به فاجعه مرغ همسایه غازه یا کور خودیم و بینای دیگران صحبت کنم!

این همه ما دم از اسلام و مسلم بودن میزنیم دریغ از یه عمل!

هی میگیم آمریکا جهانخواره

ترروریست پروره

پلیسشو تو تلویزیون نشون میدیم که بببینید چجوری دارن میزنن ناکار میکنن مردمو!

بعد خودمون رو میکنیم بی گناه!

در صورتی که اینقدر فساد تو جامعه ما زیاد شده که حد نداره!

تو این مملکت ذره ای برای همدیگه ارزش قائل نیستن …

مادربزرگم(روحش شاد…) یه دوست قدیمی داشت به اسم خانم توکل این خانم توکل ما سالها پیش میره آمریکا تو حیاط خونه پسرش خیلی عادی میخوره زمین!

پسرش قانعش میکنه که بیا برو شکایت کن اینجا به دادت میرسن!

خلاصه میره شکایت میکنه از طرف و طرف مجبور به پرداخت 300 دلار تو اون زمان میشه به عنوان غرامت!

خودش تعریف میکرد میگفت اومدن بازرسی حیاط و جایی که زمین خوردم رو دیدن و گفتن کاشی کف تراز نیست اونم فقط 5 سانت!

…..

بگذریم!

اونا که دین ندارن

عدالت سرشون نمیشه

……

ساختمون کناری ما بعد از تخریب داشت یه پنج طبقه میبرد بالا همین 5 ماه پیش کارش تموم شد و خونشو ساخت(سلامت باشن و خوش انشاالله)

تعریف میکرد میگفت ناظر شهرداری اومد بهم گفت سبیلمو چرب کن تا کارتو راه بندازم!

….

بعد تو تلویزیون میگن آقا ناظران شهرداری باید قوانین رو رعایت کنن!

میشه بگید کدوم قانون!

اینا بنظرتون بدتر از فاجعه نیست!

البته از این فجایع زیاده خودتون میدونید دیگه!

دسته‌ها:کاملا جدیه!

گیج و ویج!

19 ژوئیه 2010 16 دیدگاه

رو دربایستی!

جنایت!

خجالت!

قتل!

فحش!

بی بند و باری!

زن همسایه یه شوهر داره!

شوهر همسایه دوتا شلوار داره!

عجب بساطیست !

امروز رخ در رخ گل میگن گل میشنون فردا پشت به پشت رو به دیوار(گلاب به رویتان!)چاقوکشی میکنند!

بقول شخصی شخیص از دوستان و آشنایان!

چرا آیا واقعا!؟

چرا اصلا مرد به زن نیاز داره زن به مرد!

بررسی میکنیم با حضور شما اساتید مجرد و متاهل!

مرد به زن نیاز داره چون:

غذا میخواد!(خودش توانایی یادگیری رو داره!)

یکی لباساشو بشوره!(ماشین لباسشویی چیکارس!)

…!(از نوشتنش برای جلوگیری از هیلترینگینگ معذورم!)

همدم و هم صحبت واسه جلوگیری از سکته!(گزینه اصلی همینه با تشکر از شما!)

میرسیم به زن!

زن به مرد احتیاج داره چون (واقعا!):

گوشی برای غر زدن!(واقعیتیه!)

دستی برای نوازش کردن سر و ور رفتن با موهای سر!(معمولا!)

در مواقع مزاحمت عناصر اجنبی(!)یکی باشه که حال طرفو بگیره!

براش ناز کنه!(این یکی مهمترینه!)

و

نتیجه:

نتیجه خاصی نگرفتم!

کلا از سر بیکاری این پستو دادم تا شما هم یکم بیکار باشید!

دسته‌ها:از سر بی خوابی!