بایگانی

Archive for the ‘تفکر میکنیم!’ Category

Blood Money

7 اوت 2010 6 دیدگاه

میگن یه بابایی هر روز میرفته دم یه دکانی شروع میکرده به فحش دادن به صاحب دکان!

صاحب دکان هم یه پولی مینداخته واسه یارو و یارو پولو بر میداشت و میرفت!

یه روز میاد دوباره شروع میکنه فحش دادن به صاحب دکان،صاحب دکان هم یه پولی واسه طرف میندازه، از غذا یکی هم اون روز پیش صاحب دکان بود و از این کار تعجب میکنه!

میپرسه :

حاجی این یارو داره بهت فحش میده تو واسش پول میندازی!

صاحب دکان میگه :

این بنده خدا چند ساله داره این کارو میکنه و من واسش پول میندازم! یه روز طبق روال و عادت چندسالش میاد اینجا و شروع میکنه به فحاشی! اون روز دیگه من اینجا نیستم پسرم یا یکی دیگه اینجا نشسته!

پسرمم میاد با پتکی آجری چیزی مینه اینو میکشه!

این پولی که من واسش میندازم پول خونشه!

Advertisements
دسته‌ها:تفکر میکنیم!